معاون فرهنگی قوه قضاییه در سخنرانی ماه محرم:
عافیت اصلی ما در همین جریان ایستادگی، نترسیدن و نهی از منکر است
دکتر هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در سخنرانی خود در جمع مردم شریف کرمانشاه در ماه محرم با تشریح دلیل قیام اباعبدلله‌الحسین علیه السلام و تاکید بر مساله امر به معروف و نهی از منکر به توضیح آثار حرکت جهادگونه مدافعان حرم در دوران معاصر پرداخت و آن را در راستای قیام امام حسین علیه السلام و دفع شر منکر عظیم معاصر یعنی داعش دانست. مشروح این سخنرانی را در زیر می خوانید:
تاریخ انتشار : يکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۱۶
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد ( صلی الله علیه و اله ) و علی اهل بیته الطاهرین المعصومین و لعنت الله عال اعدائهم اجمعین.
السلام علیک یا ابا عبالله و علی الارواح التی حلت به فنائک.
تسلیت عرض می کنیم ایام و سوگواری سید و سالار شهیدان را. در این ایام لشکر به ظاهر کوچک به واقه بسیار بزرگ آسمانی ابا عبدالله الحسین در صحرای کربلا در محاصره است و از سوی ابن زیاد دستور رسیده از سوی ابن زیاد که محاصره را کامل کنند و اجازه ندهند حتی قطره‌ای آب به حسین ابن علی و یارانش برسد و آن‌ها هم محاصره را کامل کردند لشکر کوفه پانصد نفر را بر سر شریعه فرات گذاشت و تشنگی شروع می شود. در این مدت چندین بار حضرت ابالفضل و حضرت علی اکبر علیهما السلام به همراه تنی چند از یاران آب برای خیمه گاه آوردند به هر حال کار سخت و سخت تر شد.
آنچه مهم است اتفاقاتی است که در چند روزه منتهی به عاشورا می افتد و این اتفاقات بسیار درس آموز است. یکی از وقایع این است که وقتی امام حسین می بیند که اینها عزمشان را برای جنگ جزم کرده اند، امام حسین شروع می کند به گفتگوی با عمر سعد و نصیحت کردن او اما نه به عنوان مذاکره های برابر که برای دادن و گرفتن چیزی است بلکه گفتگوی شان برای هدایت بود و از موضع بالا و موضع بالا نه از باب تکبر بلکه از منظر الهی آن بود. چراکه او امام است و منبع نور است و هدایت و می خواهد دست هر بنده ای که ممکن است هدایت شود را بگیرد. او کشتی نجات است. هر کس دستش را به دست حسین ابن علی بدهد اهل نجات می شود. امام به حق آشنایی قدیمی که با عمر سعد داشتند، بیشتر دلشان می خواست که او هدایت شود اما او گرفتار هوی و هوس خودش بود که داستانش را می‌دانید. از جمله کارهای مهمی که امام حسین در این مرحله انجام می دهد امر به معروف است و نهی از منکر؛ چنانچه در همه جا همین کار سیره حسین ابن علی است. این سیره همه اهل بیت بوده است اما در ماجرای کربلا این موضوع برجستگی دارد.
هفته اول محرم در کشور جمهوری اسلامی ایران ما به نام هفته امر به معروف و نهی از منکر نامیده می شود و این به دلیل جایگاه بسیار بلند این مفهوم است و یکی از مصداق های امر به معروف و نهی از منکر خود حرکت اباعبدالله است یعنی برخی بدآموزی هایی در بعضی از فتاوا به نحوی که نقل می شود وجود دارد چراکه آن فتاوا در جای خود درست است اما وقتی بد نقل می شوند برخی عافیت طلبانه با آن برخورد می کنند و فکر می کنند که امر به معروف و نهی از منکر باید در جایی انجام شود که هیچ ضرری به آنها نرسد اما این چنین نیست و آن بحث ضرری که در فتاوای فقها آمده است، مقصود چیز دیگری است.
انسان در امر به معروف و نهی از منکر باید موازنه کند و ببیند آیا آنچه که می دهد به آنچه که بدست می آورد می ارزد یا خیر؟ و مقصود از خوف ضرر این است که ببیند در موازنه آنچه بدست می آورد ارزش ضرری که می دهند را داشته باشد. در این مساله امر به معروف و نهی از منکر مواضع مختلف است. گاهی در یک مساله کوچک منکر شخصی نیازی نیست کسی جانش را بدهد و الا اگر این مساله را مطلق بکنیم حرکت اباعبدالله یک حرکت ضد دینی و ضد فقهی به شمار خواهد آمد و دیگر نمی شود آن را توضیح و تفسیر داد. یعنی اگر بگوییم هرجایی که امر به معروف و نهی از منکر کوچکترین ضرری داشت آن را رها کنیم آنوقت با حرکت و فرمایشات اباعبدالله چه کنیم که فرمود من اصلا برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ام و علیه یک دستگاه فاسد یزیدی خروج کردم. این خروجی که اباعبدالله کرده است یعنی یک قیام مسلحانه علیه یک حاکمیت که از خطرناک ترین کارهاست. چرا حضرت کاری به این خطرناکی انجام داد؟ خود ایشان می فرماید می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و امت جد خودم را اصلاح کنم و بدعت هایی که گذاشته اند را کنار بگذارم. پس اگر قرار بود به خاطر ضرر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنیم آیا اینجا اباعبدالله نباید با این همه ضررهای ظاهری، کشته و شهید شدن بسیاری از آدم ها و به اسارت رفتن و سختی کشیدن و اهانت شنیدن خانواده اش این مساله را ترک می کرد؟ پس اباعبدالله این حرکت را انجام می دهد و با همه ضررهایش انجام می دهد و این فتوای فقها به این معنی نیست که هر جا کوچکترین ضرری شخص ناهی از منکر را تهدید می‌کند، آن را کنار بگذارد.
به عنوان مثال در تفسیر و توضیح فتوای فقها اگر کسی در گوشه‌ای مشغول شرب خمر شد و این خطر وجود داشت که اگر او را از منکر نهی کنیم ضرر جانی به شخص ناهی از منکر برسد، طبق قاعده موازنه‌ای که گفته شد باید آن را ترک کنیم؛ اما وقتی از یک نفر به چندین نفر می‌رسد و از آن هم فراتر می‌رود و به ترویج این منکر می‌رسد، دیگر باید اقدامی کرد، یار جمع کرد، اجتماع کرد و به پلیس اطلاع داد تا جلوی این منکر گرفته شود، چراکه اگر چنین نکنیم جمعی فاسد خواهند شد. پس به قدر اهمیت و گسترش موضوع باید اقدام کرد. یک جاهایی می‌رسد که باید حتی برایش سر و جان داد، باید خطر کرد و از آن منکر بزرگ ممانعت به عمل آورد، مانند آن کار بزرگی که شهدای حرم می کنند. آیا از خود نمی‌پرسیم که آنها در سوریه و عراق چه می‌کنند؟ چرا جوانان عزیز ایرانی، افغانستانی و پاکستانی در سوریه و عراق شهید می‌شوند؟ گاهی تن بی سرشان بر می‌گردد، گاهی مُثله شده بر می‌گردند، مانند شهید عزیز حججی که آن تشییع جنازه باشکوه برایش برگزار شد و امثال او کم نیستند، اما ایشان سمبل شد و خدا خواست که او را بزرگتر کند. سوال اینجا بود که چرا اینها رفتند؟ آیا غیر از این بود که برای جلوگیری از گسترش یک منکر بزرگ حرکت کردند؟ داعش و حرکتش خود یک منکر بزرگ بود و منکر بودن آن این بود که به اسم دین ، دین را تحریف می‌کرد، چهره بد و زشتی از دین نشان می‌داد، حکومتی تشکیل شده بود که بسیار خشن، فاسد و متجاوز به جان و نوامیس مردم که حتی به کوچک و بزرگ یا زن و مرد رحم‌نمی کردند، این بسط ظلم ، فساد و بی عدالتی هایی که می‌کردند، بزرگترین منکرات زمان ما بود و از آن طرف موجب این می‌شدند منکری مانند اسرائیل قوت بگیرد. چرا که در این صورت مسلمانان و جوامع اسلامی به خودشان مشغول می‌شوند و به جای اینکه نیروها علیه اسرائیل بسیج شود‌، نیروها به جان هم می‌افتند و یکدیگر را تکه و پاره می‌کنند. این مساله بزرگترین منکر روزگار و منطقه ما بود و هنوز هم ادامه دارد و امیدواریم خداوند هرچه زودتر ریشه آن را برکند. اما شنیده‌ایم که اینها دیده‌اند که خطر در جانب مرزهای غربی ما بسیار قوی است. می‌خواهند به سمت افغانستان و پاکستان روند.
آیا با این جورثومه فساد باید مبارزه کرد یا نباید؟ آیا ما در برابر این منکر عظیم چگونه باید بایستیم؟ و لذاست که تکلیف پیدا کرده‌ایم و رفته‌ایم در دفاع از مظلوم و در برابر این ظلم گسترش یابنده ایستاده‌ایم و توانسته‌ایم تا حدود زیادی آن را عقب برانیم . آیا برای جلوگیری از این منکر نباید خود را به خطر بیندازیم؟ و نباید از جان ومال خود تا حدودی بگذریم؟ بدیهی است که باید انجام دهیم و این همان کاری است که مجاهدین فی سبیل الله در حال انجام آن هستند و خوشا به حالشان. و بدانید مبارزه این زمان دشوارتر است از مبارزات زمان قبل( مانند زمان صدام) در زمان جنگ تحمیلی او حمله کرده بود و تکلیف روشن بود و همه حتی ملی گراها هم می دانستند که باید دفاع کنند اما الان تشخیصش دشوار است . الان فهم اینکه این منکر چقدر بزرگ است و اهمیت دارد بسیار حساس است و نیاز به بصیرت و روشن بینی بیشتر دارد و افراد باید روشن باشند.
این مساله مانند فتنه خوارج است. مانند فتنه جمل است، که درون جامعه اسلامی فتنه هایی این چنینی به پا می شود و عده ای به اسم اسلام و به اسم خونخواهی و قران در برابر حق ایستادند و تشخیص خط درست برای مردم عادی دشوار بود و امروز نیز دشوار است. اینکه شخصی تصمیم بگیرد در مقابل علی بایستد یا در صف آن تصمیم دشواری بود. عده ای فریب خوردند که از روزه بگیران و نمازخوانان و حافظان قران بودند و به ظاهر کارهای خیر می کردند و ادعایشان در دین داری از همه جلوتر بود و هم اینها در برابر امام حق صف آرایی کردند و حقیقتا تشخیص حق از باطل در این گونه موارد سخت و دشوار است. مانند امروز ما و در جامعه ما باید روشنگری کرد که این شهدای عزیز حرم چه کار بزرگی انجام می دهند و ما چه مسوولیتی در قبال آنها داریم. اولین ویژگی حرکت این عزیزان این است که در برابر فتنه بزرگ زمان یعنی داعش ایستادند. یعنی همان کاری را انجام می دهند که اگر امیرالمومنین علیه السلام امروز بودند همان را انجام می دادند و خداوند حفظ کند سردار سلیمانی را که مار بزرگی انجام می دهد و خداوند او را از همه خطرات حفظ نماید و خدا به همه دست اندرکاران و برنامه ریزان این مبارزات کمک کند تا بتوانند جلوی این برنامه‌ریزی دشمن را بگیرند تا نگذارند این برنامه آنها در منطقه اجرا شود و نگذارند منفعت این منزعات را اسرائیل ببرد و در آسایش باشد و امنیت خود را تقویت کند.
این کار بزرگی که مدافعان حرم در حال انجام آن هستند بسیار بزرگ و با ارزش است و آثار بسیار زیادی دارد که احصاء آن زمان زیادی می برد و در اینجا تنها به بخشی از آن ها اشاره می کنم.
اولین اثر این کار امنیت است برای همه اهل منطقه به خصوص خود ما؛ این امنیتی که الان ما داریم که در تمام این منطقه بی نظیر است، محصول همین مجاهدت ها و نهی از منکرهای علنی و عملی همراه با اقدام جهادی و به خطر انداختن جان و مال خود است.
اثر دیگر این فداکاری، نتیجه اقتصادی است که به معنی تخریب کمتر است. یعنی اگر این جوانان ما در آنجا این جهاد را نمی کردند باید در کرمانشاه و همدان دفاع می کردیم که در این صورت خرابی‌های بسیاری به دنبال داشت.
از دیگر فواید این کار، آثار فرهنگی است که به جای می گذارد. همین تشییع پیکر شهید حججی چقدر روحیه به مردم داد و چقدر روحیه انقلابی گری را تقویت کرد و چقدر موج شهادت طلبی آفرید. چه جوان هایی را تشجیع کرد، تهییج کرد و به راه انداخت. این خود یک حرکت فرهنگی است و تقویت ایمان را به دنبال دارد. آمدن یک شهید تطهیر می کند جامعه را و روحی تازه در بدن بی رمق جامعه می دمد؛ مثل خون تازه در رگ ها به جوش می آید و حیات می دهد.
اثر دیگر اثر سیاسی است. وجود چنین مبارزانی و چنین شهدایی قدرت ما را در صحنه های بین‌المللی بالا می برد. یک وقتی در مذکرات با اینکه ما موثر بودیم کسی به ما اعتنا نمی کرد اما امروز به برکت این جوان ها و حرکتی که کردند و امر به معروفی که انجام دادند، آنها نمی توانند به ما اعتنا نکنند. امروز ایران به همراه روسیه و ترکیه در حول محور سوریه، محوریت دارد و فعالیت های سیاسی آمریکا و اروپایی ها در این مورد به صفر نزدیک شده است یعنی بی اثر شده است. این پیروزی بسیار بزرگی است که سیاسیون و در عرصه بین‌الملل این را بهتر می دانند، اما برخی آن را به روی خود نمی‌آورند و چه حیف که بعضی ها از این برگ های برنده ای که در دست ایران است به خوبی استفاده نمی کنند. ما روز به روز و با تکیه بر آموزه های ابا عبد الله توانسته ایم قدرت خود را در عرصه بین الملل بالا ببریم. امروز قدرت چانه زنی ما در مسایل بین المللی نسبت به ده سال پیش صد برابر شده است و در معادلات منطقه، دیگر کسی نمی تواند ایران را نادیده بگیرد، بگذریم از اینکه خود دولت های عراق و سوریه و بخش مردمی یمن تا چه حد خود را وامدار جمهوری اسلامی می دانند. حتما نامه بشار اسد را به رهبری خوانده اید که با چه عظمتی یاد می کند و متواضعانه نسبت به رئیس یک کشور دیگر سخن بگوید و او را امام خود بداند که این در مناسبات بین الملل مرسوم نیست. خدا می داند که با کمترین هزینه این همه دستاورد را بدست می آوریم.
برخی فکر می کنند که امر به معروف و نهی از منکر هزینه بر است اما این طور نیست. اگر درست عمل بشود و از طریق خودش آن طور که امام جامعه می گوید و تشخیص می دهد و همه نیروها پشت سر او حرکت کنند با کمترین هزینه بیشترین دستاوردها را بدست خواهیم آورد که نمونه های آن را می بینیم. نمی گویم که این مساله تا ابد این طور باقی خواهد ماند و شاید این دولت هایی که گفتیم طور دیگری بشوند، همانطور که کردها در کردستان عراق خیانت کردند. همین مسعود بارزانی در مقابل سردار سلیمانی، خجل و شرمنده خود را وامدار ایران می دانست حالا این طور خیانت می کنند و چوبش را بدون شک خواهند خورد. اما دلیلش واضح است که چرا این کار را می کنند. آنها می خواهند اسرائیل دیگری در منطقه ایجاد کنند و مایه اختلاف درست کنند و برای مقاصد شوم خود پایگاه لازم را داشته باشند و جنگی جدید در منطقه راه بیندازند و اسرائیل اصلی در آسایش بماند و ما مشغول این اسرائیل جدید باشیم.
اینها همه از برکات حرکت درست و صحیح پشت رهبری است و ایکاش در سایر مسائل هم بیش از پیش مطیع رهبر باشیم که اگر چنین باشد خود مردم جامعه سود خواهند برد مثلا رهبری می فرمایند اقتصاد مقاومتی؛ اگر در اقتصاد مقاومت ایجاد کنید، مصون می شوید نه اینکه دائم در معرض تهدیدات بیگانه قرار بگیرید. آیا این به نفع این دولت یا هر دولتی که روی کار بیاید هست یا نیست؟ اما اگر چشم دولت دائم به خارج، به سرمایه های خارجی و یا سایر موارد باشد، یعنی فقط بر این مدار حرکت کنند، حتما جایی ضربه خواهیم خورد.
این حرکت مدافعان حرم، آثار دیگری هم دارد که جا دارد جامعه شناسان، تاریخ دانان تحلیل کنند، سیاسیون خوب بررسی کنند و کسانی که قدرت تحلیل امنیتی دارند خوب به آن بپردازند که این امر به معروف و نهی از منکری که در حال رخ دادن است چقدر آثار بزرگی برای ما داشته است. امروزه وظیفه ما برادران و خواهران محترم، در درجه اول این است که از این حرکت و جریان به قوت حمایت کنیم و نگذریم که نا اهلان هرچه می خواهند بگویند و نگذاریم این جریان را تضعیف کنند و نگذریم که به اسم روشنفکری و به اسم اینکه ما باید به فکر مردم خودمان باشیم و به اسم اینکه ما را به سوریه و لبنان و یمن چه کار، ما را از مسوولیت اصلی و وظیفه الهیمان دور کنند که آنوقت ضربه اش را خواهیم خورد. چرا که همان کسی که به دنبال رفاه است بیشتر لطمه میبیند و رفاهش کمتر خواهد شد؛ اگر به دنبال امنیت هستیم، امنیت مان کمتر می شود و اگر می خواهیم در سطح بین الملل محترم باشیم و پاسپورتمان محترم باشد، راهش این نیست که برویم دم در خانه آنها و التماس احترام کنیم. در عرصه بین الملل امروز آنها با یک موضع برابر با ما رفتار نمی کنند. هرکس که قدرتش بیشتر بود، حرفش را به کرسی می نشاند. اینجا بر اساس قدرت حرکت می کنند، حال یا قدرت سیاسی، نظامی یا اقتصادی و یا هر نوع قدرت دیگری. هر کس قدرتش بیشتر بود، احترامش بیشتر حفظ می شود. صحنه بین الملل دنیا صحنه قدرت های ظاهری که چشم ها را پر می کند، است. تا وقتی قدرتی داشته باشید از تو می ترسند. یعنی باید از موشکت بترسند، باید از نفوذ کلامت در منطقه بترسند. وقتی به تفسیر این آیه و اعدّوا لهم مااستطعتم بالقوه و من رباط الخیل از همه جهات نگاه می کنیم و دقت می کنیم، می فهمیم که در آن زمان قدرت رباط الخیل بود، اسب و شمشیر و این گونه موارد بود، و امروز به این قدرت های نظامی، قدرت های نرم همه اضافه شده. قدرت نرم مانند قدرت علم است که فرمود که العلم سلطان، یعنی علم قدرت می آورد و سلطنت، پس باید در علم پیشروی کنیم. باید ثروت اجتماعی مان را افزایش دهیم، باید سرمایه های جامعه مان را بالا ببریم و همین اتحاد و سرمایه های دیگر اجتماعی که در مردم ایجاد شده است که نشانه های آن در همین تشییع جنازه شهید بزرگوار حججی نمایان شد، همین ها قدرت می آورد و اینها را باید تقویت کنیم.
بیست و دو بهمن ماه است که برای ما در صحنه های بین المللی قدرت های سیاسی ایجاد می کند. اینها قسم دیگری از قدرت است، قدرت نظامی هم نوع دیگری از آن است و قدرت اقتصادی هم شکل دیگری و همه انواع قدرت را باید بدست بیاوریم و تا قوی نباشیم پاسپورت ما در سطح دنیا معتبر نمی شود. اگر از موضع ضعف و پایین وارد شویم، بی احترامی ها بیشتر می شود. الان پاسپورت ایرانی در عراق احترام بیشتری یافته، در سوریه نیز همینطور، در لبنان که بسیار محترم است. دلیل آن واضح است چراکه قدرت جمهوری اسلامی را دیده اند، لمس کرده اند و برای آنها بهره داشته است و لذا به ما احترام می گذارند. چنانکه رهبرشان نامه می نویسد امام خامنه ای چنین گفت. این مسیری است که در آن راه را بپیماییم و پشت سر رهبری حرکت کنیم روز به روز پیشرفت خواهیم کرد و مسوولیت ما این است که همین را تقویت کنیم و از آن حمایت کنیم و نگذاریم این جریان تضعیف شود. مبادا به اسم عافیت طلبی از این جریان باز بمانیم. باور کنید عافیت اصلی ما در همین جریان ایستادگی، مقاومت و نترسیدن و نهی از منکر است که عرض کردم. سستی کردن و عقب کشیدن و ترسیدن رفاه نمی آورد، حتی اگر رفاه می خواهیم و حتی اگر دنیا را می خواهیم و یا عزت دنیا را می خواهیم، راهش همین مجاهدت است. این را نه من بلکه حسین بن علی می گوید.
درسی که از محرم می گیریم باید این باشد درس شجاعت، درس غیرت، درس ایستادگی، درس قیام، درس خون دادن، درس جان دادن، درس سربازی و سرباختن مثل این شهید عزیز حججی محکم ایستادن، وقتی چهره این جوان را در هنگام اسارت به تصویر می کشید، نترسی و استقامت، افتخار، غرور و ایستادگی را در آن می بینید مانند فرزندان اهل بیت در صحرای کربلا. چند نفر از این جوانان در ماجرای کربلا حضور داشتند؟ از جؤن جوان تا علی اکبر و تا ابابکر بن حسن (فرزند بزرگتر امام حسن علیه السلام که کمتر از او یاد شده و برای او روضه خوانده شده است اما در مقاتل معتبر از او بسیار یاد شده است) که همگی در کربلا شهید شدند. به فدای تو ای امام حسن مجتبی که هر چه داشت در خدمت برادرش بود گویا روح امام مجتبی در کربلا حضور دارد، گویا خودش با فرزندان عزیزش حضور دارد، از ابابکر 35 ساله اش تا عبدالله یازده ساله اش و تا قاسم بن حسن سیزده ساله اش.


کد مطلب: 2837
 


 
 
عافیت اصلی ما در همین جریان ایستادگی، نترسیدن و نهی از منکر است

عافیت اصلی ما در همین جریان ایستادگی، نترسیدن و نهی از منکر است

دکتر هادی صادقی، معاون فرهنگی قوه قضاییه در سخنرانی خود در جمع مردم شریف ...

 
شناخت مختصری از زندگی امام سجاد(ع)

شناخت مختصری از زندگی امام سجاد(ع)

او فرزند حسین بن على(علیه السلام) سومین امام شیعیان جهان، مادرش«شهر بانویه»(1)،...

 
استفاده از مجازات های جایگزین حبس رویکرد قضات گلستانی

استفاده از مجازات های جایگزین حبس رویکرد قضات گلستانی

حکم زندان در اصل مجازات خانواده زندانیان است و به همین علت به دنبال استفاده ...

 
تجلیل از روشندلان دادگستری شیراز

تجلیل از روشندلان دادگستری شیراز

معاون فرهنگی رئیس کل دادگستری استان فارس همزمان با روز جهانی عصای سفید ...