۱

سیره امام رضا(ع) الگویی تمام عیار برای بشریت است

تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۴۲
سیره امام رضا(ع) الگویی تمام عیار برای بشریت است
اگرچه معرفت کامل نسبت به مقام امامان برای ما مقدور نیست، برای این معرفت شناسی امامان باید با همه توان خود کوشا باشیم. برخی از اهل معرفت معتقد هستند تعریف حقیقی امری دشوار است و شناخت نسبت به برخی ابعاد حقیقت یک چیز رخ می دهد نه تمام حقیقت و این مسئله درباره انسان کامل صادق است. توجه به برخی ابعاد وجودی شخصیت امام رضا(ع) در حد توان و تاثیر آن در عرصه زندگی اجتماعی و سبک زندگی ما به عنوان مسلمانی شیعه و پیرو آن حضرت موثر و راهگشا است.
یکی از ابعاد وجودی آن حضرت بعد شخصیتی و خانوادگی آن حضرت(ع) است. از نظر شکل گیری و ساختار شخصیتی امام رضا(ع) در خاندانی متولد شده که محل وحی و آمد و شد فرشتگان بوده از این رو از این بعد شخصیتی صرف نظر می کنیم اما سیره و روش آن حضرت مانند سیره اخلاقی و علمی و سیاسی به عنوان الگویی اطمینان بخش برای زندگی روزمره دارای پیام است که در پرتو سیره آن پیشوای راستین می توانیم زندگی خود را جهت دهیم .
از نظر بعد اجتماعی و سیره عملی، امام(ع) در روابط اجتماعی از جهات مختلف راهگشای زندگی و در تعیین سبک زندگی امروزین ما به عنوان رهرو حضرت نقش اساسی دارد که البته بعد اجتماعی بخش های گوناگون مانند روابط سیاسی، علمی و اخلاق اجتماعی امام رضا(ع) را شامل می شود. اصولا سبک زندگی نشان دهنده میزان نفوذ یک نظام و فرهنگ در جامعه است اما پیش از پرداختن به اینکه سبک زندگی ما چگونه باید باشد باید توجه داشت به چه اصول و اهداف و الگوهایی معتقد هستیم زیرا شیوه و سبک زندگی ما تحت تاثیر آن اصول و اهداف و الگوها است. در این راستا یکی از عواملی که بیشترین تاثیر را در سبک زندگی جامعه دینی و اسلامی دارد سخنان و سیره امامان معصوم به عنوان رهبران و الگوهای جامعه است، سخنان و سیره عملی امام رضا(ع) نیز به عنوان هشتمین پیشوای دینی منبعی سرشار و الهام بخش در شیوه و سبک زندگی در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی در دوره معاصر است که به برخی از آن ابعاد می پردازیم.
امام رضا(ع) زمانی به امامت رسید که قرن اول خلافت خلفای عباسی از سال ۱۳۴ تا ۲۳۴ بود؛ خلفای عباسی که پس از سقوط بنی امیه روی کار آمدند و با داعیه داری حمایت از خاندان وحی و اهل بیت(ع) بر جامعه اسلامی حکومت می کردند، می کوشیدند با روشهای عوام فریبانه در ظاهر همراهی خود را با خاندان پیامبر(ص) نشان دهند. حتی گاهی ائمه(ع) را به مناصب اجتماعی می گماردند اما وقتی در ادامه محبت زائد الوصف مردم را نسبت به ائمه(ع) مشاهده می کردند تلاش می کردند با روشهای تخریبی از منزلت اجتماعی آنها بکاهند و از آنجا که این روش نیز کارساز نمی افتاد سرانجام کمر همت به قتل امامان می بستند و آنها را به شهادت می رساندند. مامون در ابتدا کوشید با تحمیل ولایت عهدی خود به امام رضا مردم را بفریبد با این عنوان که وی به خاندان پیامبر(ص) حرمت گذاشته و امام را به ولایت عهدی خود منصوب کرده، ثانیا حرکتها و نهضت های اسلامی که در قلمرو حکومت ممکن بود رخ دهد با این بهانه سرکوب کند و بگوید اگر مامون بر باطل است چرا امام رضا(ع) ولایت عهدی او را پذیرفته است. از سوی دیگر به صورت خزنده میان مردم تبلیغ کند که امام ضا(ع) به حکومت دل بسته و با مامون همراه شده و از سوی دیگر با جلب امام(ع) از مدینه به طوس، ایشان را که احتمال می رفت حرکت های اسلامی را علیه حکومت مامون رهبری کند تحت کنترل خود درآورد.
در این دوره که نهضت های کلامی بسیار رواج داشت مامون می کوشید در نشست های علمی امام رضا(ع) با رهبران و دانشمندان دیگر ادیان، ایشان را روبرو و به چالش کشاند تا از منزلت مرجعیت علمی و معنوی آن حضرت بکاهد. مطالعه مشروح مناظرات امام(ع) با دانشمندان دیگر ادیان گواهی بر این مساله است حتی در مواردی در جریان مناظره مامون به تقویت پرسش های دانشمندان دیگر ادیان و مذاهب می پرداخت اما در همه مناظرات امام رضا(ع) بر همه چیره می شد. مامون در ادامه فریبکاری خود به امام اصرار کرد نماز عید را اقامه کند که امام(ع) با توجه به اصرار زیاد مامون پذیرفت اما به مامون فرمود من به روش اجداد خود نماز را اقامه می کنم. مامون هم این پیشنهاد را پذیرفت در نتیجه صبح هنگام نیروهای نظامی با ساز و برگ نظامی آماده همراهی با امام(ع) شدند اما ایشان فرمودند همه تجهیزات نظامی را کنار بگذارید و همگی با پای پیاده و شعار الله اکبر به سمت مصلی حرکت می کنیم.
زمان چندانی سپری نشد که به مامون خبر دادند اگر این جمعیت با این شعارها نماز را اقامه کنند و بازگردند از حکومت تو خبری نخواهد بود در نتیجه مامون دستور داد مانع اقامه نماز توسط امام(ع) شوند و سرانجام هنگامی که ایشان در طوس خطرآفرین شد مامون تصمیم بر قتل و شهادت آن حضرت گرفت.
بخش دیگری از سبک زندگی رضوی، سبک زندگی علمی امام رضا(ع) است که می تواند برای جامعه علمی و دانشگاهی و حوزوی تاثیرگذار باشد؛ با نگاهی به مشروح مذاکرات امام(ع) با رهبران و دانشمندان دیگر ادیان که جریان این مذاکرات در کتاب های مختلف بیان شده به این مهم دست می یابیم که آن حضرت(ع) در مقام تعاملات کلامی با دیگران به این مسائل توجه داشتند. امام رضا(ع) که همگان را به فراگیری دانش توصیه می کردند در این راستا فرمودند مومن کسی است که هرگز از فراگیری دانش خسته نشود زیرا جامعه دارای نشاط علمی می تواند به رشد و بالندگی برسد.
امام(ع) در عرصه تعاملات علمی به هنگام بیان حق هرگز به خود تردید راه نمی دادند واز بازگویی حق بیم وهراسی نداشتند، همچنین در مقام گفتار پیوسته ادب در گفتار را رعایت می کردند و به رغم آنکه عقیده طرف مقابل را قبول نداشتند اما هرگز به مخاطب خود توهین نمی کردند.
سبک زندگی اجتماعی و اخلاق جمعی آن حضرت(ع) نیز برای ما در خور توجه است و علاوه بر بعد سیاسی و علمی، سیره اخلاقی امام(ع) در سبک تعاملات اجتماعی می تواند اثرگذار باشد. امام رضا(ع) ایمان و ارتباط با خدا و عبادت حضرت حق را به عنوان سرلوحه زندگی در جامعه دینی معرفی می کند همچنین تبعیت از امام(ع) و رهبری صالح نظام اجتماعی را یک ضرورت برای جامعه دینی معرفی می کند و با عدم وجود رهبری در نظام اجتماعی، جامعه دچار گسست و فروپاشی خواهد شد.
در حوزه تعاملات عمومی و اجتماعی با یکدیگر نیز امام رضا(ع) بر عناصری تاکید دارند که از ضرورت های زندگی در عصر حاضر به شمار می روند به گونه ای که فقدان آن موجب رنجش بشر در قرن 21 شده است. با کاربست این عناصر اخلاقی از رنجش بشر در زندگی کاسته خواهد شد و بشر با کاربست آن روی آسایش به خود خواهد دید زیرا آنچه بشر امروز را آزرده کرده عدم رعایت حقوق در عرصه هایی مانند روابط اجتماعی و سازمانی و روابط خانوادگی و زناشویی و روابط بین الملل است که در این عرصه ستم های زیادی بر بشریت روا داشته شده است.
در حوزه روابط سازمانی و اداری نیز امام(ع) در مورد مدیران، شرح صدر را از ضرورت های مدیران معرفی می کند زیرا برخورداری مدیر از صفت شرح صدر موجب سلامت نظام اداری و تعامل صادقانه میان مدیر و آحاد سازمانی و اجتماعی خواهد شد. امام رضا(ع) در حوزه ارتباط آحاد اجتماعی با یکدیگر بر ضرورت عناصر مهم در زندگی توصیه و تاکید دارد مانند اینکه انسان مومن باید اهل برنامه ریزی در زندگی باشد، در تعامل با دیگران حسن معاشرت داشته و با همسایگان خود به صورت شایسته تعامل کند، همچنین هرگز دیگران را نیازارد، آدمی گشاده روی و خیر خواه بوده و دیگران از مراجعه به او خسته نشوند.
همچنین به هنگام انجام کار نیک شادمان نشود که اگر کار نیکی انجام داد به خود ببالد و دچار غرور شود و اگر خطایی از او سربزند طلب عفو و بخشش کند، بر خانواده خود سخت نگیرد زیرا انسان برخوردار باید برای خانواده خود گشایش ایجاد کند و به تحکیم روابط خانواده و صله رحم بپردازد حتی امام(ع) توصیه می کند این تحکیم روابط اگر شده با یک قطره آب نیز انجام شود.
از سوی دیگر انسان مومن باید در تعاملات مالی و ارتباط با دیگران از حرام خوداری کند، شکیبا و بردبار باشد و خود را از دیگران برتر نبیند و کار نیک خود را کوچک نشمارد و گمنامی را از نام آوری لذت بخش تر بداند همچنین از حسد و بخل فاصله گیرد زیرا انسان بخیل در زندگی آسایش ندارد و آدم حسود از زندگی لذت نمی برد، انسان افسرده ای نباشد زیرا این افسرگی می تواند بر طرف مقابل تاثیر روانی داشته باشد و از دروغ نیز اجتناب کند.
امام(ع) با ظرافت به بعد دیگری در زندگی اجتماعی توجه می دهد و آن رعایت بهداشت در زندگی فردی و زندگی جمعی است؛ انسان مومن باید به بهداشت و نظافت که از اخلاق مهم پیامبران است توجهی ویژه داشته باشد و باید پیوسته خوشرو و معطر باشد؛ همچنین انسان مومن باید به سرانجام زندگی خود باور و به قیامت و روز واپسین توجهی ویژه و در خور داشته باشد که البته این باور نیز باید در حوزه رفتار او بروز و نمود داشته باشد.
 
 
 
222
 
کد مطلب : ۵۹۲۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما